توضیحات
《تنها میمانی…تنها میمانی…و باز هم تنها میمانی.》
آغازی برای سرنوشتی که دو روح را _یکی در ژرفای تاریکی، دیگری در جستجوی نور_ به زنجیره نامرئی پیوند میزند.
دختری که حتی مرگ براش رویایی دور است در طوفانی از حوادث دفن شده و محکوم است به بازگشت به گذشته؛ تا با تغییر آن، آینده ای تازه برای خود و جهانش بسازد.
از سوی دیگر، پادشاهی دیوانه با خونخواری و نفرینی که بر تاریخ سایه انداخته بود، سلطنت میکرد. حکومتی که قرنها بعد، مردمش همچنان تاوان آن را میپردازند. اگر این لکه ی سیاه از تاریخ پاک میشد، چه رخ میداد؟
اما وقتی قدرتی را به تو میسپارند که هرگز نخواسته ای، چه میکنی؟ آیا روح آزاد و خاکستری دخترک میتواند سیاهترین چهرهی تاریخ را نابود سازد، یا تکه های روحش در این مسیر فرو میپاشد؟
چرا درست در تاریکترین دوران تاریخ، آسمان آبیتر، چمنها سبزتر و طعم زندگی واقعیتر بنظر میرسد؟
اگر همه چیز آنطور که به او گفتهاند نباشد چه؟ آن دیوانه واقعا کیست؟
در جهانی که تاریخ را فاتحان مینویسند و مرز میان سیاهی و سپیدی باریکتر از یک نفس است، هر انتخاب میتواند همه چیز را تغییر دهد.
ولی وقتی قلبت برای کسی میتپد که باید نابودش کنی، 《کار درست》 دیگر معنای سادهای ندارد.
نجات جهان…یا نجات او؟
انتخاب تو چه خواهد بود؟

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.